♥خاکستر عشق♥
☆یادداشت های شخصی علی رحيمی کناری☆ 
لینک دوستان

امروز درست دو ساله و ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

♪وب سایت رسمی هواداران بنیامین بهادری♪

♫ وب رسمی هواداران بنیامین بهادری ♫

 بحث و نظردهی در مورد ترانه های اجرا شده توسط بنیامین بهادری

BenyaminSongFest

------------------------------------------------------------------------------------
علی همواره آغاز است
 
نمی دانم
نمی دانم از کجایت بگویم علی
یا علی گفتی و عشق آغاز …
پایان
آغاز تا پایان
چه کم فاصله ایست این راه
و تو چقدر خسته بودی ،
که قبل پایان
به هر گوشی ندا دادی :
خسته ام .
خسته
خسته از چه ؟
از من ، ما ، همه ؟
یا ز دنیای بی عاشق ؟
عشق …
تو خود عشقی
امیدی
زندگی بودی
چه بزرگ مردی بودی در قامتی کوتاه
و چه بزرگ خندیدی بر فاصله ای کوتاه .
چه پاک آمدی و
چه پاک خندیدی و
چه پاک رفتی و
چه پاک بر دل ها نقش بستی .
و چقدر با تمام نبودنت ، بودن شدی
ای علی .

(مصطفی کبیری)

[ یکشنبه هفتم فروردین 1390 ] [ ] [ علی رحيمی کناری ]

سلام...

میزی برای کار ، کاری برای تخت

                تختی برای خواب ، خوابی برای جان

جانی برای مرگ ، مرگی برای یاد

                یادی برای سنگ این بود زندگی

جانی برای مرگ ، مرگی برای یاد

               یادی برای سنگ این بود زندگی

این بود زندگی...

(ترانه : زنده یاد حسین پناهی - خواننده : محسن چاوشی)

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ ] [ علی رحيمی کناری ]

 

چرا رفتی ؟!

نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست

ندیدی جانم از غم ناشکیباست

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم 

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

...................................................................................

می بینی ....

دو سال گذشت ....

چرا قول هایت را فراموش کردی ...

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ ] [ علی رحيمی کناری ]
♥... و تـــو هنــــوز با تمـــام نبــــودنت ،،،، تمــــام بــــودن منـــــی ...♥
سلام...

حالا که تا اینجا آمده ام،،حالا که چیزی تا رسیدن به تو نمونده

خدا تازه یادش افتاده که « ما قسمت هم.....نیستیم » .!!!

میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟؟
جــایــی کـه ...
نـه حـــق خــواسـتن داری! !
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن


عجـــب موجود سخــت جــانی ست * دل *
هـــزار بار تنــگ میشود
میشـــکند
میســـوزد
میمیــــرد
اما بـــاز هم برایت میتــــپــد . .

ما آدمها
موجودات عجیبی هستیم
وقتی می گوییم تنهایم بگذار
یعنی
بیش از همیشه به وجودت احتیاج دارم !!!

ما بدهــــــکاریم به یکدیگر
بخاطر تمــــــام دوستت دارم های ناگفــــته ای
که پشت دیوار غرورمان بلعیـــــــدیم
تا نشان دهیـــــــــم منطقــــی هستیم

امشب برایت این گونه دعا كردم :
خدایا!
بجز خودت به دیگرى واگذارش نكن!
تویى پروردگارش!
پس قرار ده بى نیازى در نفسش!
یقین در دلش!
اخلاص در كردارش!
روشنى در دیده اش
بصیرت در قلبش!
و روزهای پر عشق در زندگیش!


* لالایی
بخواب آروم تو آغوشم،نکن هرگز فراموشم
بخواب آروم کنار من،تو پاییز و بهار من

لالا لالا تو مثل ماه،بخواب که شب شده کوتاه
لالا لالا گل گندم، نشی تو بی قراری گم

لالا لالا گل مریم، چشات رو هم میره کم کم
لالا لالا گل یاسم، ازت میخونه احساسم

لالا لالا گل پونه، عزیزنم رفته از خونه
لالا لالا گل زردم، ببین بی تو پر از دردم

لالا لالا گل پونه، عزیزنم رفته از خونه
لالا لالا گل زردم، ببین بی تو پر از دردم

(خواننده : ماهان بهرام خان ـ ترانه سرا : عاطفه ابراهیم تبار)

[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ ] [ علی رحيمی کناری ]



...
[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ ] [ علی رحيمی کناری ]
 

هیشکی قدر گل یاس و ندونست

گل یاس می خواست بمونه نتونست

دیر شده فایده نداره التماس

گل یاسم گل یاسم گل یاس

 

دلم تنگه واسه عطر گل یاس

گمونم هرچی دلتنگی تو دنیاست

میون سینه ی من خونه کرده

گل یاسم گل یاسم گل یاس

 

یک خاطره از تو ، یادگاری مونده واسه م

 گل یاسم

پرپر شدی واسه م گل یاس ناشناسم

گل یاسم

 

گل یاسم گل قلبم گل من

گل بارون گل شبنم گل من

چرا دنیا دلش میخواست ببینه

ما دوتا رو  جدا از هم گل من؟

 

تو قلبم خاطراتت غم می آره

نفس می گیره قلبم کم می آره

یه روزی آخرش می رم از این شهر

که این خونه تو رو یادم می آره

 

 ـ قطعه ی گل یاس دو٬ آلبوم بنیامین٬۹۳ ترانه سرا: فرید احمدی ـ

 

[ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ] [ ] [ علی رحيمی کناری ]

تو نیستی...

انتظار همه مون برای آلبوم تموم شد...

و بالاخره آلبوم بنیامین منتشر شد...

نسیمش پر کرده فضای آلبوم رو...

نسیمی که مثل تو نزدیک تره به خدا...

[ جمعه شانزدهم اسفند 1392 ] [ ] [ علی رحيمی کناری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

پرچم سفید

زیر پرچم سه رنگ واسه پرچم سفید
مادرم دعا می کرد پدرم می جنگید
قلبمون اون روزا اینهمه ترک نداشت
دلمون شور می زد دستامون نمک نداشت
حالمون اون روزا اگه رو به راه نبود
عوضش امیدمون کسی جز خدا نبود

روزای در به دری شبای بمبارون
دنبال نفت بدو تو صف غذا بمون
دست خالی زیر گوله بارون بودیم
خسته بودیم اما مرد میدون بودیم

رفقای مدرسه ام هنوزم یادم میان
کاش می دونستم الان همکلاسیام کجان
خنده های خواهرم لاله بود و پژمرد
اشکای برادرم سیل شد دنیا روبرد
سیل خون جاری بود از عطش تا کارون
خیلیا خاک شدن زیر سقف خونه شون

حاج خانوم بهم میگه به دلم افتاده
پسرمظلومم پشت در افتاده
هنوزم بعضی شبا موج بمبه تو سرم
هنوزم خواب می بینم خونه ریخته رو سرم

هشت سال زندگی با همین دردا گذشت
هشت سال آزگار سخت بود اما گذشت
واسه پرچم سه رنگ زیر پرچم سفید
من هنوز معتقدم باز باید جنگید